×

مسعود کیمیایی،دوست دوران کهن
رفاقتی به قدمت سینما

  • کد نوشته: 146
  • ۱۶ دی ۱۴۰۴
  • ۰
  • در پی درگذشت سعید پیردوست، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر ایران، یادآوری یکی از ماندگارترین رفاقت‌های تاریخ سینمای ایران اجتناب‌ناپذیر است؛ رفاقت عمیق و چند دهه‌ای او با مسعود کیمیایی، فیلمسازی که نامش با بخشی مهم از سینمای موج نو ایران گره خورده است. این دوستی، نه محصول سینما، بلکه ریشه‌دارتر از آن بود. مسعود […]

    رفاقتی به قدمت سینما
  • در پی درگذشت سعید پیردوست، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر ایران، یادآوری یکی از ماندگارترین رفاقت‌های تاریخ سینمای ایران اجتناب‌ناپذیر است؛ رفاقت عمیق و چند دهه‌ای او با مسعود کیمیایی، فیلمسازی که نامش با بخشی مهم از سینمای موج نو ایران گره خورده است.

    این دوستی، نه محصول سینما، بلکه ریشه‌دارتر از آن بود. مسعود کیمیایی در سال ۱۳۹۵ و در مراسمی که به پاس سال‌ها فعالیت هنری سعید پیردوست برگزار شد، از این رفاقت قدیمی چنین گفت:
    «ما از مدرسه با هم بوده‌ایم؛ از اول دبیرستان. از ۱۳–۱۴ سالگی با هم زندگی کرده‌ایم. خیلی از ما نیستند، خیلی‌ها به خاک رفتند، خیلی‌ها از خانه‌هایشان دور شدند و چندتایی مانده‌ایم…»

    کیمیایی در همان مراسم، سعید پیردوست و اکبر معززی را از جمله بازیگرانی دانست که هرگز در پی ستاره شدن و ورود به جریان‌های سطحی سینما نبودند. او تأکید کرد که الگوهای این بازیگران، نه ستاره‌سازی، بلکه سینمای کلاسیک و بازیگری اصیل بوده است؛ علاقه سعید پیردوست به مونتگومری کلیفت و نگاه اکبر معززی به گری کوپر، نشانه‌ای از همین مسیر متفاوت بود.

    سینما به‌مثابه رفاقت

    سعید پیردوست نیز در همان مراسم، با نگاهی صادقانه به مسیر حرفه‌ای خود، گفت که بازیگری را از مسعود کیمیایی آموخته و مهم‌ترین دستاورد سینما برایش، نه شهرت، بلکه «رفاقت» بوده است. جمله‌ای که امروز، پس از درگذشت او، معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند؛ چرا که پیردوست تا پایان عمر، وفادار به همان نگاه انسانی و ساده به سینما باقی ماند.

    همکاری‌های ماندگار با مسعود کیمیایی

    سعید پیردوست فعالیت سینمایی خود را با فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی آغاز کرد؛ همکاری‌ای که آغازگر مسیری طولانی در سینمای ایران شد. او در فیلم ماندگار «گوزن‌ها»، هرچند نقشی کوتاه داشت، اما همان حضور محدود، به یکی از نقش‌های به‌یادماندنی کارنامه‌اش تبدیل شد.

    پس از آن، پیردوست در آثار مهم دیگری از کیمیایی حضور یافت؛ از جمله «سفر سنگ»، «تیغ و ابریشم»، «سرب»، «دندان مار»، «رد پای گرگ» و «سربازهای جمعه». این همکاری‌های پی‌درپی، نشان‌دهنده اعتماد متقابل میان یک فیلمساز مؤلف و بازیگری بود که هیچ‌گاه در پی حاشیه و ستاره‌بازی نبود.

    پایان یک رفاقت، ماندگاری یک نام

    سعید پیردوست از آن دسته بازیگرانی بود که شاید هرگز «سوپراستار» نامیده نشد، اما بی‌تردید بخشی اصیل از تاریخ سینمای ایران را شکل داد. رفاقت او با مسعود کیمیایی، نمونه‌ای نادر از پیوند انسانی در دل سینماست؛ پیوندی که فراتر از فیلم‌ها و نقش‌ها، به خاطره جمعی سینمادوستان ایرانی تعلق دارد.

    با درگذشت سعید پیردوست، یکی از آخرین بازماندگان نسل رفاقت‌محور سینمای ایران خاموش شد، اما نام و نقش‌هایش، همچنان در قاب فیلم‌ها و حافظه مخاطبان زنده خواهد ماند.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *